شعر
شطرنج عشق
گفتي برو .. گفتم به چشم
اين بود كلامه آخرين
گفتي خداحافظه تو
گفتم همين ؟ .. گفتي همين !
گريه نكردم پيش تو
با اينكه پر پر ميزدم
با سوز دل از پيش تو
رفتم و باز نيومدم
بازي عشق تو رو جانانه باختم
مثله بازنده ي خوب مردانه باختم
همه ي ثروت من تحفه ي درويش
نفسم بود كه به تو شاهانه باختم
قلعه ي دل .. اسب غرور ... لشكر تار و مار عشق
دادم به ناز رخ تو .. اين همه يادگار عشق
لبخند آخرين من دروغه معصومانه بود
براي پنهان كردنه داغ دل ويرانه بود
من مات ماتت از بازيه شطرنج عشق مي آمدم
شاه مهره ي دل رفته بود .. من لاف بردن ميزدم
گفتم ببر هر چي كه هست رقيبه جلد چيره دست
گفتي تو مغروري هوز با فتحه اين همه شكست ؟؟؟؟؟
گفتي برو .. گفتم به چشم
اين بود كلامه آخرين
گفتي خداحافظه تو
گفتم همين ؟ .. گفتي همين !
گريه نكردم پيش تو
با اينكه پر پر ميزدم
با سوز دل از پيش تو
رفتم و باز نيومدم
بازي عشق تو رو جانانه باختم
مثله بازنده ي خوب مردانه باختم
همه ي ثروت من تحفه ي درويش
نفسم بود كه به تو شاهانه باختم
قلعه ي دل .. اسب غرور ... لشكر تار و مار عشق
دادم به ناز رخ تو .. اين همه يادگار عشق
لبخند آخرين من دروغه معصومانه بود
براي پنهان كردنه داغ دل ويرانه بود
من مات ماتت از بازيه شطرنج عشق مي آمدم
شاه مهره ي دل رفته بود .. من لاف بردن ميزدم
گفتم ببر هر چي كه هست رقيبه جلد چيره دست
گفتي تو مغروري هوز با فتحه اين همه شكست ؟؟؟؟؟
این شعرو یکی ازدوستان عزیزم بهم داده ازشون بی نهایت ممنونم!![]()
فعلا خداحافظ همین حالا!
سمانه![]()
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت8:36توسط |


